مرکز مشاوره و بازاریابی محتوایی

بازاریابی محتوا (با محتوا به سودآفرینی برسید)

کتابی ۹۶ صفحه‌ای با ترجمه‌ای روان، که لیسی باگز  آن را در سال ۲۰۰۶ نوشته و محبوبه ذکایی (آثار بیشتر) ترجمه‌اش کرده. انتشارات آدینه هم برای اولین‌بار درسال ۱۳۹۸، با قیمت ۱۷۰۰۰ تومان آن را به چاپ رسانده.

 

مخاطب این کتاب کسانی هستند که اهمیت داشتن یک وبلاگ را به عنوان یک فروشندۀ شبانه‌روزی، عمیقاً باور کرده‌اند.

 

در مقدمۀ این کتاب متوجه می‌شوید که وبلاگ نویسی به قصد درآمدزایی به استراتژی احتیاج دارد و نباید وقت برای چیزی گذاشت که مستقیم یا غیر مستقیم تأثیری بر درآمد شما ندارد.

 

این کتاب به لحاظ ظاهری مزیت چندانی ندارد و خیلی معمولی است. اما محتوای آن خلاصه و مفید است. با کلمات قلمبه سلمبه شما را گیج نمی‌کند. که اگر هم کار به آن‌جا بکشد، حتماً با توضیح و مثال، مطلب را برایتان روشن می‌کند.

 

همان‌طور که در مقدمه آمده، این کتاب به دنبال پر کردن شکاف موجود بین مخاطبان محتوا و خریداران محصولات شما است. در نتیجه برای وبلاگ نویسی هدف داشته باشید و برای رسیدن به هدف، راهبرد.

 

برای کسانی که از استراتژی محتوا چیزی نمی‌دانند، آنقدری حرف زده تا مطلب را بگیرند و برای کسانی که با مفهوم و جزئیات استراتژی محتوا آشنایی دارند خلاصه‌ای در انتهای هر بخش وجود دارد که بتوانند به همان وسیله، انتخاب کنند کدام بخش‌ها را بخوانند و از کدام قسمت‌ها رد شوند.

 

فهرست کتاب، عناوینی خلاقانه و کنجکاوی‌بَر‌انگیز دارد. مثل حجم بازدید، همان مک گافین است. سلاح چخوف و…

 

به نظر لیسی باگز حجم بازدید و دیده شدن محتوایی که خلق کردید همه چیز نیست. در واقع اگر مخاطبان زیادی روزانه به وبسایت شما سر بزنند اما دست آخر به مقصد مورد نظرتان (خرید کردن از شما) نرسند، چه فایده‌ای دارد؟

 

اگر کارتان وبلاگ نویسی و بعد تبلیغات محصولات مرتبط باشد، حجم بازدید یعنی پول بیشتر.

ولی برای شما اهالی کسب‌وکار، تبدیل مخاطبانتان به مشتریان است که اهمیت دارد.

پس لازم نیست محتوایی که تولید می‌کنید میلیون‌ها بار دیده شود، بلکه باید به دست مخاطبان حقیقی برسد و فقط نظر همان افراد را جلب کند.

پس از این به بعد به قصد کلیک دوم بنویسید.

  1. یعنی دغدغۀ دیده شدنِ میلیونی و لایک خوردن نداشته باشید.
  2. .از معیارهای غلط دست بردارید و محتوایی عمیق و ارزشمند برای خریداران و مشتریان بالقوه، تولید کنید.

لینک‌های مختلف دادن، پست‌های تصویری و نقل قول‌ها،  تنقلات محتوایی هستند نه محتوای حقیقی و عمیق. پس اگر با این روش محتوا تولید می‌کنید، از جذب نکردن خریداران واقعی، غافلگیر نشوید.

 

محتوایی که تولید می‌کنید باید به دل و ذهن مشتریان بالقوه بنشیند. آن هم با هر سطح از آگاهی نسبت به محصول شما. در هرجا و با هر امکاناتی که دارند.

مثلاً:

  • اطلاعاتی دربارۀ خود مشکل بدهید. به خاطر این‌که هستند افرادی که از وجود مشکلی که  راه حلش پیش شماست، ناآگاه‌اند.
  • برای توصیف مشکل از واژگان مصطلح بین مردم هم استفاده کنید. چون هستند افرادی که از مشکلشان با خبر هستند اما موقع گوگل کردن، از واژه‌های تخصصی استفاده نمی‌کنند.
  • برخی هم راه حل را می‌دانند اما از وجود شما بی خبراند.
  • بعضی دیگر، هم از مشکل و هم از راه حل باخبراند و علاوه‌بر همۀ این‌ها، دست به جیب هم هستند. فقط باید متقاعدشان کنیذ که شما بهترین‌اید.

 

 

منظور از سلاح چخوف همان حفاظت از جزئیات است.

یعنی نباید آنقدری به جزئیات بپردازید که در محصول اصلی (مثل کلاس های آموزشی) حرفی برای گفتن نداشته باشید.

یا از جزئیات به گونه‌ای استفاده کنید که اصل قضیه به حاشیه برود. شما می‌دانید که هدفتان فروش است، پس بدون اینکه مخاطب بفهمد با بیان یک سری جزئیات، او را به سمت خرید هدایت کنید.

به نظر لیسی باگز «وبلاگ مثل صفحه فروشی است که به مرور زمان پخش می‌شود». پس لحن فروشندگی کمتری دارد و با گذر زمان توجه و علاقه را در افراد ایجاد می‌کند و بعد هم کاری می‌کند تا آنها دلشان بخواهد یا احساس نیاز بکنند و دست به جیب شوند.

 

حالا چطور می‌شود چرخۀ توجه، علاقه، میل و عمل را در محتوا عملی کرد؟

  1. به چالش کشیدن اطلاعات خوانندگان
  2. به روز رسانی محتوا، ارائۀ نمونه محصول رایگان یا تخفیف و…
  3. از تجارب شخصی بگویید و لذتی که با آن محصول نصیبشان می‌شود
  4. انسجام پست‌هایتان را حفظ کنید و دلایل قانع کننده‌ای به مشتریان بدهید

 

در موضوع محتوا حتما گوشتان به محتوای حماسی یا نیزه ای خورده.

در بخش های آخر کتاب، نویسنده از ویژگی‌های محتوای حماسی می‌گوید. چیزی که کم پیش آمده این‌قدر واضح درباره‌اش حرف بزنند. مثلاً:

  1. ارائۀ مطالب مفید. نه فقط کمی مفید. خیلی‌ها برای بخشش هدایای رایگان بیش‌ازحد، نگران‌اند. نویسنده می‌گوید این ترس الکی است.
  2. مفصل و عمیق بنویسید. حتی گوگل هم برای متن های بلند، اولویت بیشتری قائل است.
  3. احساسی است. مخاطب را می‌گریاند. می‌خنداند.
  4. نسبت به محتوای موجود بهتر است. جذاب‌تر است. دقیق‌تر است.
  5. زندگی را ساده می‌کند: مثلاً منجر می‌شود به صرفه جویی در هزینه، در زمان.
  6. تأثیرش بر درآمدتان، قابل اندازه گیری است.

و در نهایت این‌که تولید محتوا کاری است کیفی. نه کمی.

 

پس هدف از هر پستی که می‌نویسیم، فروش نیست. می‌خواهیم علاقمندشان کنیم و بعد به این فکر بندازیمشان: بخرمش یا نه؟

و در آخر به فرض اینکه بخرند، وقت تلاش بیشتر برای ارائۀ خدمات پس از فروش است. مثل پشتیبانی، مشاوره و …

 

نویسنده: فاطمه ابراهیمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *